آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
573
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
چون اين اشخاص از حقايق علم نژادشناسى و روانشناسى نژادى آگاه نبودهاند ، طبعا از بعض رسوم ايرانيان ، مثل قواعد ازدواج و معامله با اموات رنجيده خاطر شدهاند . اما تنها اين علت نبود ، كه زندگى در ايران را براى آنان ناگوار كرد ، بلكه بيشتر از اصول طبقاتى ايران ، و فاصله كه ميان طبقات موجود بود ، و تنگدستى عامه منزجر شدند . « صاحبان قدرت بزيردستان ستم ميكردند و اعمال دور از انصاف و انسانيت مرتكب ميشدند » « 1 » . نجبا و اشراف ، كه از بحرانى سخت بيرون آمده ، و گروهى از آنان عرضه هلاك شده بودند ، در پرتو حمايت شاهنشاه جانى تازه گرفته ، مطيع و آرام گشتند ، فقط تا حدى از فكر تند و خوى تجددپرور خسرو نگرانى داشتند . نجباى درجه دوم در املاك خود روزگار مىگذراندند و تمشيت امور ادارى محلى را به عهده داشتند ، و ظاهرا آسوده و متنعمتر از ديگران بودند . ميتوانيم بگوييم ، كه مصائب عمومى و بدبختىهاى اجتماعى در عهد انوشروان كمتر از ادوار سلف بوده ، ولى مردم بيشتر آن را حس ميكردهاند ، زيرا كه بيشتر فكر مىنمودهاند . اينك قسمتى از شرحى را ، كه برزويه در مقدمه كليله و دمنه راجع بترجمه احوال خود نگاشته ، در اينجا مياوريم . اين حكيم در پايان تأمل و تفكر در سرنوشت بشر و تكليف او در اين عالم باينجا رسيده است ، كه بهترين راهها زهد و ترك دنيا است . گفتار برزويه بهترين آيينه افكار زمان او بشمار ميرود « 2 » . « . . . در اين روزگار تيره ، كه خيرات بر اطلاق روى بتراجع نهاده است و همت مردمان از تقديم حسنات قاصر گشته ، با آنچه ملك عادل انوشيروان كسرى بن قباد را ثبات رأى و علو همت و كمال مقدرت و صدق لهجت و شمول عدل و
--> ( 1 ) - آگاثياس ، 2 ر 30 . ( 2 ) - نلدكه ، برزويه ، ص 24 و ما بعد . احتمال قوى ميرود ، كه ابن مقفع در نقل شكايتهاى برزويه پزشك مخصوص خسرو اول ، قدرى جنبه بدبينى آن را مؤكد ساخته باشد و از مصائب زمان خود چيزى بر قول برزويه افزوده باشد ، ولى هيچ دليلى در دست نداريم بر اينكه اساس اين شكايات نوميدانه از قلم برزويه تراوش نكرده باشد .